Posts by سمیه محمدی تکاسی
باغجه مامان ژیلا
چند روز گذشت و مامان همش با کارای خونه مشغول بود و پاشو بیرون نمی ذاشت ؛ یه بار که شادمهر رو بغل کرده بود از پنجره به باغچه نگاه می کرد...
No account yet?
Create an Account